خرید بک لینک
ای کاش نقاش بودم .. دنیا رو به میل دیگران نقاشی میکردم .. هر روز را اختصاص میدادم به یک نفر ... ای کاش نقاش بودم .... قلم دستم میگرفتم مهربانی نقاشی میکردم بعد مهربانی ها تقسیم میکردم ... با مداد سفید غمها پاک میکردم ... ای کاش نقاش بودم روی صورت هم

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 4:30

گاهی وقتها بعضی چیزها یکدفعه ادمو به خنده میاره!!!!!! مثل خنده یه کودک . مثل دعوای گنجشگ ها سر غذا !!!!! یا بق بقوی کبوترها !حوض اب بودن بعضی از قلبها !!!! چه ساده بی الایش زندگی میکنن بعضی ها!!!! راحت میخندن شادی میکنن چه راحت فراموش میکنن همه چ

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 4:30

یاد مردم ازاری های مدرسه افتادم سال اول دبیرستان ...عجب دورانی بود ... امروز از کنار همون مدرسه رد شدم .. مدرسه پیرشده انگار ... گفتم وایستام یکم نگاهش کنم ببینم کدوم خاطره یادم میاد ... تمام خاطرات از جلوی چشمانم رد شد ... اولین پول تو جیبی که از

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 4:30

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 19:06

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 23:42

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 23:42

صفحه بندی